السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
305
تحرير الوسيله ( فارسى )
وثنى اسلام بياورد ؛ چه وثنى باشد يا كتابى ، پس اگر قبل از دخول باشد ازدواج در همان حال به هم مىخورد و اگر بعد از دخول باشد بين آنها جدايى مىاندازند و تا انقضاى عده انتظار كشيده مىشود ، پس اگر زن قبل از انقضاى عده مسلمان شود ، بر ازدواجشان باقى مىمانند ، و گرنه ازدواج به هم مىخورد ، به اين معنى كه به هم خوردن آن از وقت اسلام آوردن شوهر آشكار مىشود . مسأله 4 - اگر زوجهء مرد وثنى يا كتابى اسلام بياورد - چه زوجه وثنى باشد يا كتابى - پس اگر قبل از دخول باشد ازدواج در همان حال به هم مىخورد . و اگر بعد از دخول باشد بر انقضاى عده توقف دارد ليكن بايد بين آنها جدايى بيفتد ، پس اگر قبل از انقضاى عده اسلام بياورد او زن او مىباشد و گرنه معلوم مىشود كه زن از وقت اسلام آوردنش از او جدا شده است . مسأله 5 - اگر يكى از زوجين مرتد شود ، يا هر دو دفعتاً با هم قبل از دخول مرتد شوند ، ازدواج در همان حال به هم مىخورد ؛ چه ارتداد فطرى باشد يا ملّى . و همچنين است بعد از دخول اگر ارتداد از زوج و فطرى باشد ، و اما اگر ارتدادش ملى باشد يا ارتداد از زوجه باشد مطلقاً ( چه فطرى باشد يا ملى ) فسخ آن بر انقضاى عده توقف دارد ؛ پس اگر قبل از انقضاى عده ، مرد ( به اسلام ) رجوع كند يا زن ( به اسلام ) رجوع نمايد زوجهاش مىباشد و گرنه كشف مىشود كه از وقت ارتداد از او جدا شده است . مسأله 6 - عده در ارتداد فطرى زوج مانند عدهء وفات ، و در غير آن مانند عدهء طلاق است . مسأله 7 - براى زن مؤمن جايز نيست كه با ناصبى كه علناً عداوت اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم را دارد و با غالى كه به الوهيت يا نبوت آنها معتقد است ، ازدواج نمايد . و همچنين براى مرد مؤمن جايز نيست كه با زن ناصبى و غالى ازدواج كند ؛ زيرا اينها در حكم كفّار مىباشند اگر چه دين اسلام را به خود نسبت داده و ادّعاى آن را داشته باشند . مسأله 8 - در ازدواج مرد مؤمن با زن مخالف كه ناصبى نمىباشد ، اشكالى نيست . و اما در ازدواج زن مؤمن با مرد مخالف كه ناصبى نيست ، اختلاف هست و جواز آن با كراهت ،